امروز مامان مربا درست می کردو من تمام روز کنارش بودموقتی داشت آروم و با دقت توت فرنگی رو از برگ های اطراف جدا می کرد و چشماش به دستش بود از شدت تمرکزش می شد حدس زد که فکرش جای دیگه است و من چقدر دلم می خواست به این نفوذناپذیر دوست داشتنی دست پیدا می کردمدلم می خواست بدونم از برگچه های کوچیک توت فرنگی توی دستاش داره واسه خودش یه لباس میدوزه یا گل توت فرنگی رو حلقه کرده و روی موهای موج دار دوست داشتنیش کردهموهایی که میتونم ساعت ها بی صدا توی دستام بگیرم و با هر موجش دستمو پایین و بالا کنم و غرق بشم توی دنیای رنگی خودم که به واسطه حضور مامان عجیب امنهمامان که شکر رو اضافه می کرد تا مربا به طعم دلچسب زندگی نزدیک بشه، مدام فکر می کردم که کاش می شد به بعضی آدم ها و بعضی روزها هم شکر اضافه کردمن تلخی قهوه و شکلات رو دوست دارم، از ترشی لواشک و آلو و لیمو به وجد میام اما بعضی چیزا فقط شیرینش دلچسب میشه و به جون میشینه مثل مربااصلا اگه مربا شیرین نباشه که مربا نیست، این اصل وجودیشه که اگه نباشه دیگه مربا نیست حتی آلبالوی کوچیک و ترش دوست داشتنی هم برای مربا شدن باید تن به شیرینی بدهو آدم و روزگار هم به شیرین بودنشون میشن آدم و روزگار و الا تلخی و تلخ بودن که هنر نمی خواد، بلد بودن نمی خواد، هرچیز و هرکسی میتونه تلخ بشه یا تلخ باشهوقتی میگم آدم و روزگار باید شیرین باشه نه اینکه همه چیز بروفق مراد من باشه، میگم اصلش باید شیرین باشهحالا اگه یه روزایی کج خلق بود که اصلش عوض نشدهاگه روزگار یه روز ضد توی بال رویام که تلخ نمیشهتلخ نبودن آدما یعنی بدخواه نبودن، بد نبودن، از روی هم رد نشدن، منفعت طلبی نداشتنو تلخ نبودن زندگی یعنی اینکه همیشه یه راه درو بذار برای فرار کردن و ندیدن و نشنیدنمی بینید خیلی هم آدم پر توقعی نیستم، همینکه هر چیزی اصلش درست باشه، راه اومدن باهاش رو یه جوری یاد می گیرم و کنار میاماما امان از اصل غلطاصل غلط دروغ نیست، بدبینی و قضاوتم نیستاین ورزا بین آدم بزرگا، بین آدم قلدرا، بین اونایی که خیلی مهمن به نظر خودشونزیاد میبینم که اصل نیستن، که تلخن، اشتباهیناصلا خوده لغت غلطنمیدونم که نه باور می کنند که غلطن نه تلاشی واسه درست شدناما اینم میدونم یه روزی میرسه که شاید خیلی ما رو رنجونده باشن، خیلی ازمون برده باشن یا حتی رویاهامونم غارت کرده باشند ولی خودشون بد میبازن، بد کم میارن، بد کج میرن و اون روز من و ما فقط تماشاچی میشیمچونیادمون نمیره، نباید یادمون بره که اگه بره بعد از اون همه چیز تقصیر ماست حتی غلط موندن این غلطا:: موضوعات مرتبط: دست نوشته ها
:: برچسبها: دل نوشته, دست نوشته, اصل, غلط, خاطره
برچسب:
نویسنده: یلدا محمدی
تاريخ: چهارشنبه
31 خرداد
1396 ساعت: 6:10